مجید طلیمی/مشاور عالی رسانه

آرامش ، امنیت ، انرژی مثبت ، نخستین فرکانس هایی است که در هنگام ورود به کافه ژو نصیبتان می شود .

[001555]

برو برگرد ندارد؛ در یک کافی‌شاپ خوب در کنار رنگ ، نور و دکوراسیون دلنواز ؛ باید عطر و رایحه قهوه نخستین چیزی باشد که در بدو نشستن در صندلی های شیک و راحت به استقبال شما می‌آید.

قهوه خانه هاي قديم در اصل جايي براي اجتماعات کوچک مردم بودند. در قرن شانزدهم بيشتر کشورهاي خاورميانه داراي قهوه خانه هاي پر رونقي بودند. در اين ميان مصر، ايران و عثماني جايگاه خاصي داشتند. در آن زمان در اروپا چنين مکان هايي وجود نداشت. اما چيزي که قهوه خانه ها را از غذاخوري هاي مرسوم و رستوران هاي اروپايي متمايز مي کرد محيط اجتماعي آنها ، کتاب خواندن، گفتگو هاي روزمره و ديد و بازديد در کنار صرف قهوه بود. فرهنگ شاهنامه خواني و حتي بازي هايي مثل شطرنج و نرد يادگار قهوه خانه هاي قزوين و تهران و قاهره و استانبول است.

download

در ميانه قرن هجدهم و نوزدهم ميلادي که اروپاييان با شکست امپراطوري عثماني تازه با نوشيدني هاي تلخ مورد علاقه ترک ها آشنا مي شدند، شيفته طعم قهوه و محيط قهوه خانه ها شدند. اولين قهوه خانه هاي اروپايي در ونيز از روي الگوي ترک آن راه اندازي شد. چارلز دوم شخصا دستور احداث قهوه خانه ها را در بريتانيا صادر کرد و فرانسوي ها کافه هاي معروف پاريسي را طبق آنچه در مصر عثماني و ايران ديده بودند افتتاح کردند. بوي قهوه ترک در قرن نوزده به سرعت اروپا را گرفت. دانه هاي قهوه کم کم طور ديگري مصرف مي شدند و قهوه فرانسه در ميان قهوه خانه هاي اروپايي مد شد! اين تمام ماجرا نبود؛ کافه هاي جوان پاريس ديگر مثل پدربزرگ هاي استانبولي خود محيط هاي چندان اجتماعي نبودند. اما هنوز بسياري از آنها پاتوق غير رسمي روشنفکران ، هنرمندان ، دانشمندان و نويسندگان بود. جوانهايي که در زمان انقلاب فرانسه روي ميز کافه ايستاده و سخنراني مي کردند ، نقاشاني که توي کافه هاي ونيز پرتره مي کشيدند، گروههاي محلي که در کافه هاي آکسفورد کتابهاي شکسپير را روخواني مي کردند، دانشمنداني که بعد ها در برکلي دانشحويانشان را در کافه هاي مشرف به خيابان درس مي دادند همه الگوهاي رشد يافته قهوه خانه هاي خاور ميانه بودند. سالها بعد که ايرانيان اروپا را ديدند شيفته کافه هاي اروپايي شدند و در ميان سالهاي سلطنت پهلوي اين بار ما کافه ها را از اروپا به ايران آورديم. روشنفکران ما بار ديگر اين بار با خاطرات شيريني که از کافه هاي غرب با خود آورده بودند در کافه هاي مدرن جمع شدند. مثال بارز آن اتفاقي بود که در دهه سي و چهل در کافه نادري شکل گرفت. کافه نادري توسط يک جهانگرد روسي در تهران در طبقه زيرين هتل نادري (1306) افتتاح شد. کافه نادري تنها يک کافه مدرن نبود. به واسطه رفت و آمد قشر خاصي در يک دوره زماني، کافه نادري نقش به سزايي در پيوند ميان روشنفکران ايفا کرد. شخصيتهاي بسياري از ميان ارتباطات شکل گرفته در کافه نادري رشد کردند که از آن جمله مي توان به صادق هدايت، سيمين دانشور، نيما، پرويز خانلري، بزرگ علوي ، براهني ، سپانلو، گلسرخي و شاملو اشاره کرد.

کافه ها کم کم در ايران و ساير نقاط دنيا بيشتر از حالت خانه به فروشگاه تبديل شدند. در اروپا کافي هاوس ها (!) جاي خود را به کافي شاپ ها دادند. ميزهاي رديفي قهوه خانه هاي اصفهان که باعث مي شد آدم ها در رديفهاي روبروي هم به راحتي با يکديگر گفتگو کنند و راهي که در ميان قهوه خانه جايي براي کتابخواني و سخنراني فراهم کرده بود به ميزهاي گرد متعدد تبديل شدند. سالها گذشت. آدمها روي صندلي هاي لهستاني دور ميزهاي گرد طرح ايتاليايي، حرف زدن و کتاب خواندن را در ميان بوي قهوه و سيگار گم کردند. چاي وارد ايران شد. ايراني ها از طعم چاي دم کرده خوششان آمد. برگهاي چاي جاي دانه هاي قهوه را گرفت. چايخانه هاي سنتي پسر عمو هاي از فرنگ برگشته خود را به شکل کافي شاپ هاي مدرن مجددا در کنار خود مي ديدند . اما چيزي که در اين ميان در راه رفت و برگشت فرنگ جا مانده بود فرهنگ اجتماعي قهوه خانه ها بود.

در اواخر دهه نود کساني در اروپا سعي کردند رونق اجتماعي علم و فرهنگ را از طريق استعداد ذاتي کافه ها احيا کنند. اروپاييان که قهوه خانه ها (coffee House) ي زمان شکوفايي علم در اروپا را تجربه کرده بودند سعي کردند علم، فلسفه، رياضيات و هنر را به ميان کافه ها باز گردانند. در حوالي سالهاي آخر دهه نود جاهايي با عنوان “café scientifique، café philos ، math café و Art café در اروپا و آمريکا رواج يافت. Café scientific که ما مي خواهيم آن را « کافه-علم» بناميم در سال 1998 در انگلستان به راه افتاد و پس از آن در فرانسه و آمريکا گسترش يافت. در عرض کمتر از 10 سال 180 کافه علم در دنيا راه اندازي شد. کافه علم جايي که مردم حين نوشيدن يک فنجان چاي يا قهوه يا هر چيز ديگري که مقتضاي فرهنگشان باشد (!) در گفتگوهاي علمي شرکت مي کنند. دانشمندان در کافه علم مستقيم با مردم و يکديگر حرف مي زنند. شکل ساده و اجراي غير رسمي آن باعث شده اين برنامه بدون پشتيباني مادي خاص و بدون وجود يک سازمان حمايت کننده از انگلستان ، فرانسه و امريکا تا ژاپن و سنگاپور گسترش بيابد.

مدير کافه ممکن است يک دانشمند يا يک نفر از مردم عادي باشد. در کافه ژو ، چند جوان علاقه مند ، تحصیل کرده که به اصول و فنون مذاکرات ، فن بیان و تشریفات مسلط بودند ، با مشتری مداری، خدمات پس از فروش علاقمندان را از سراسر شهر دور هم جمع مي کنند و طبق اصول اخلاقی ، اسلامی و مردمی لحطات خوشی را برای جوانان فرهیخته شهر رقم می زنند.

یک فنجان چای یا قهوه در این فضای متعالی قطعا خاطرات خوبی را رقم خواهد زد. (374 بازدید)

انتهای مطلب //

بهره برداری از مطالب وب سایت talimi.net با ذکر ماخذ و درج لینك آزاد است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.